کرسی آزاد اندیشی...

روانشناسی تغییر موضوعی هست که برای این کرسی انتخاب کردم.

تغییر توو هر موضوعی.

میتونه این تغییر در مسائل دینی باشه مسائل روز مره باشه و یا هر مسئله دیگه ای .

اما من منظورم اینه که چجوری میشه کسی رو که دوست دارید  تغییرش بدیم.اگر اخلاق بدی داره چجور میشه تغییرش داد.

برای مثال فرض کنید اگر مردی توو زندگی خیلی ناسزا میگه و داد میزنه چی کار کنیم که تغییر کنه؟

یا اگر زنی بد خلقی میکنه و تمیز نیست چیکار کنیم که تغییر کنه؟

شما صحبت کنید.

نتیجه گیری هم با نصف نفر هست.با دقت بخون این پست رو.

/ 107 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناهید

من خودم اگر به چیزی عتقاد داشته باشم حتما خودم اول از همه انجامش میدهم چون رطب خورده نمیتواند منع رطب کند اگر به چیزی هم اعتقاد نداشته باشم همه ی دنیا هم بگن درست هست انجامش نمیدهم اگر حتی مرگ وزندگیم در اون باشد سر اعتقادم تا سر حد جان میایستم واز هیچ کس نمیترسم جز خدا که قدرت مطلق خداست اگر خدا نخواهد برگی از دختی نمیفتد اگر خدا بخواهد همه کوهها متلاشی میشود

ناهید

کسی از دکتر ومهندس انتظار خوب بودن در دین را ندارد چون او هم مثل همه ی مردم هست ولی روحانی که سرش توی قران هست باید از هم هبهتر باشد چون مردم پیش خودشون میگن حتما قران چیز مهم ی نیست وخرافاته چون این اخوندها ومراجعه هم که سرشون توی قران هست وسالها درش را خواندن فهمیدن که خبری نیست که اینقدر بی پروا هر کاری میخواهند میکنند اون مهندس فقط دین خودشو خراب میکنه ولی اون اخوند دین خودشو ودین مردمو یک جا خراب میکنه وخدا لعنت کنه اونی که دین مردم از بنی برده

ناهید

گفتید شوهر من زن صیغه کرده یا نه اخه عزیزم شوهر من اخوند نیست نه هر گز چنین کارهای خاک برسری هم نکرده ونمیکند خداوکیلی نکرده اون یک ملائکه هست یکی یدونست به همه کمک میکند بی چشم داشت اصلا یک چیزی هست فرا زمینی زیبای ظاهر وزیبای باطن با هم داره من کلی نذر کردم که باهاش ازدواج کنم اصلا یک مرد روی زمین هست اونم فقط شوهر منه دلیل نداره که همه چیز ادم خودش تجربه کرده باشه اطاف ادم میبینه اون اصلا بالای حرف من حرف نمیزنه برام میمیره من اگر مردی مثل شوهر خودم بیاد خاستگاری دخترم بدون هیچ شرط وشروطی باهاش موافقت میکنم زور گو نیست هرزه دروغگو نیست دنبال زن صیغه کردن نیست اصلا هر کاری که من دوست نداشت هباشم نمیکنه هر کجا من بگم نرو نمیره مادر پدرشو خیلی دوست داره ومیپرسته بهشون خیلی احترام میگذاره به خانواده من بیش از پدر ومادرش احترام میگذاره یعنی کمتر از اقا وخانم به اقوام من نمیگه بعضی وقتها از بس احترام میگذاره به من دیگه عصبی میشم موقع حرف زدن همیشه با لحن احترام ومودب سخن میگه

ناهید

سلام عزیزم شکیبا جون عزیز میشه چندتا از ثوابهاشو بگید ؟ کجای قران ثوابهاشو نوشته ؟ البته در زندگی تفاهم واحترام گذاشتن به حق وحقوق همدیگه خیلی مهمه اصلا اگر زن ومرد همدیگه را دوست داشت هباشن دلشون نمیخواهد که همدیگرو ناراحت کنند چه خدا گفت هباشه چه نگفت هباشه اما اگر قرار به قانون ثواب این چیزها باشه ادم زود خسته میشه البته در قران سوره ی ول عصر شیطون میگه من همه ی بند های خدا را فریب میدهم به جز مخلصین وانهایی که فقط برای رضای خدا کار میکنند نه برای ترس از جهنم وتمع بهشت پس منی که از ترس جهنم وثواب بهشت به شوهرم محبت میکنم ویا شوهر م نکه برای طمع بهشت وترس از جهنم به من محبت مینه در خطر فریب شیطون هستیم اگر واقعا میخواهیم شیطون گولمون نزند باید فقط رضای خدا باشد نه بهشت وترس جهنم مثال فامیلمون یک کتابی داشت که نقل قول شده بود اگر زنتون هر چی گفت شما بر عکسش عمل کنید یکی از همین روحانیون نوشته بود یا نوشته بود هر گز با زن مشورت نکنید و خیلی از این چیزها که همسر فامیلمون کتابه را نابود کرد

ناهید

منم نمیگم هر که روحانی هست لزومنا ادم بدی هست نه اصلا من حرفم این نیست من میگم اگر اخوند بد باشد خطرناکه چون در زمان حاظر حکومت دست اخوندهاست اگر با شوهری که اخوند باشد مشکلی پیدا کنی حتما قانون طرف اونو میگره چون اخونده اگر هر کاری بکنی اون اخونده وراه درو ش بلده ما مردم عادی پس اخوند بر نمیایم باید مثل خودمون بشد وگرنه نابود میکند خوبش خوبه اما امان ازبدش بسیار خطر ناکه حد وسط نداره تازه شاید بعضی از اخوندها هم خوب باشند معلوم نیست فقط سیاهی وسفیدی نیست رنگهای دیگه هم هست ولی من به هیچ کس توسیه نمیکنم دخترش به ده به اخوند چون مردم خیلی نظرشون با اخوند خوب نیست ادم منزوی میشه من نظرم اینه که ادم مارک دار باید به مارکش عمل کنه وگرنه خطرناک میشه من خودم هم چنیدن خاستگار اخوند داشتم پدرم موافقت نکرد اون روزها خیلی نمیفهمیدم چرا وشاید کمی هم دلخور شدم ولی حالا میفهمم چرا واز ش بارها تشکر کردم پدرم میگفت اخوندها ادمهایی تنبل وتن پرور وراحت طلبی هستند خیلی اهل کار وزندگی نیستند دنبال نون مفت میگردن ولی شوهرم فوق لیسان داره وخیلی مرد کار وزندگی هست وحلال وحروم براش خیلی مهمه یک جا ریئس هست مونده به جای زیر دستاش

ناهید

امید وارم جواب سخنانم را درست ومنطقی بدهی نا با خرافه کنی وتوهین چند سال قبل شخصی گفت زمان شاه شهر نو بود بلخره خونه یک توالت میخواهد کشور هم یک توالت میخواهد حالا خیلی بدتر شده وهمه کشور شهر نو شده اون وقت فقط یک جا شهر نو بود مردی سخندان وبی باک انجا بود بهش گفت رات میگی خوب چ هاشکالی داره از خودت این فداکاری را شروع کن به هر حال شهر نو هم ادم میخواهد برو دخترهایت وپسرایت را برای شهر نو اماده کن ایا خودت حاظری دختر وپرسهایت در شهر نو کار کنند ؟ یاور کلا خفه شد رفت اقاهه بهش گفت حاظری خون ات را شهر نو کنی؟ ایا حاظری خودت در شهر نو کارکنی ؟ اینکه حالا از زمان شاه ه مبدتر شده دلیل درست بودن کارهای انها نیست انی فقط نشون میده کار اینها ه ماز شاه بدتره

ناهید

راستی یک چیزی هم در باره ی مطلبتون بگم هرگز نباید سعی کرد همسر را عوض کرد چون شدنی نیست چون جز رنج برای خود ادم واون کسی که میخواهی تغییرش بدی نیست ادم باید از اول اون همسری را بگیرد که دوست دارد باشد بعد هر جور بود نباید بخواهد تغییرش بدهد مگر به مرور زمان وبا مهربانی واهسته وپیوسته وحوصله زیاد اگر تغییر نکرد نباید ناراحت شد چون امکانش بسیار کم هست

ناهید

روایت از معصوم هست که کسی که به فکر زن دوم بیفتد باید به فکر قل وزنجیر جهنم هم بیفتد خوب فکر کنید چرا باید معصوم چنین سخنی بگوید ؟ چه اشکالی وپلیدی در این کار هست که معصوم چنین گفت هاست ؟ ایا گناه جز رنج دنیا واخرت چیز دیگری هست پس حتما این ازدواج مجدد هم گناه هست

ناهید

چی شد بی جنبه مومن نما بقیه نظر هامو پاک کردی چون جوابی نداشتی بدی چون دروغت لو میرفت که مومن هستی چرا وقتی مومن نیستی زور میزنی مومن نمایی کنی ؟ چون میخواهی دین مردم از بین ببری

ناهید

من صبرم زیاده بخاطر همین در باره ی همه چیز مطالعه کردم مخصوصا ازدواج و روحانی وازدواج مجدد از همه ی ادمهایی که میشده سئوال پرسیدم الکی حرف نمیزنم رساله ای خیلی از مراجعه را خواندم با افکار همشون اشنا هستم قران را هم بارها مطالعه کردم واز زیر وبمش خوب میدانم من حتی تورات وانجیل هم خواندم